از ویژگی های اینجا این که سوار وسایل حمل و نقل عمومی که می شی احتمالش زیاده که یه خانوم یا آقای پیر ییهو بهت لبخند بزنه و شروع کنه حرف زدن
اگر تو خیابان در حال پیاده روی باشی، توی کوچه پس کوچه هایی که مسکونی هست، ادمها وقتی از کنار هم رد می شن سلام می کنن. همین عادت هم توی شرکتها هست. حالا جاهای کوچیک که همه همدیگرو می شناسن، ولی جاهای بزرگ مثل محل کار خودم حقیقتا همه به هم روز بخیر می گن و من چقدررررر دوست دارم این عادت ساده ولی قشنگ رو.
رسیدم پیش همسر جانم
تا بعد
سلام به همگی
انقدر چیز میز داشتم که بیام بنویسم و تعریف کنم ولی نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد
از امروز تا ۳۰ روز تصمیم گرفتم روزی ۱۰ هزار قدم راه برم.
انقدر هم خسته ام که نگووووو، یه طوریم انگار بند بند وجودم داره از هم باز میشه، نمی دونم چرا. الان دو روز قرص های مکمل رو شروع کردیم حالا امیدوارم کمکی کنه
جمعه هم به امید خدا می ریم مسافرت تا یک هفته رو فقط استراحت کنیم
آقا آب دستتون بزارید زمین و برید از وبلاگ آشتی جونم (https://ashtiashti.blogsky.com/) داستان سریال اوشین رو بخونید.
مهم نیست چند بار خود سریال رو دیدید، این نسخه منحصر به فرد و بدون سانسور رو حتمااااااا باید بخونید
بعد بیاید دعا به جون من کنید که راهنماییتون کردم به سمت وبلاگ آشتی جانم (البته کردیت اصلی می رسه صد در صد به خود راوی نازمون )